سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

277

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

به حق راه يافته شايسته است كه پيروى شود يا آن كس كه راه نيافته مگر كه راه يابد ، پس چيست شما را و چگونه حكم مىكنيد » « 1 » و اين فرموده خداوند كه : « بر گسترهء دانش و توانايى جسمى او افزود » « 2 » و اين فرمودهء خداوند كه : « يا بقيه‌اى از دانش ، اگر راست گو هستيد » « 3 » ، و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم فرمود : « امتى نيست كه امر خويش را به فردى سپرد در حالى كه در ميان آن امّت فردى داناتر از آن مرد وجود داشته باشد ، و سرنوشت آن امّت به پستى نگرايد مگر به آنچه رها كرده بودند ، برگردند » پس بودند ، برگردند » پس ولايت چيزى جز امارت بر امت نيست . و دليل بر دروغ و حرف باطل و تبهكارىشان اين است كه آنان به امارت من بر مؤمنان به فرمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم تسليم شدند ، و اين حجّت بر آنان و بر تو خصوصا و بر اين كه با تو است ( زبير ) و بر همهء امّت و بر اين دو ( سعد و ابن عوف ) و بر اين خليفهء ستمكار شما ( عثمان ) است . ما گروه شوراى شش نفرى همگى زنده‌ايم ؛ چرا عمر مرا در شورا قرار داد ، اگر او و يارانش راست مىگفتند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم چنان سخنى فرموده است ؟ ! آيا ما را در شورا براى امر خلافت نهاده يا براى غير خلافت ؟ اگر پنداشته‌ايد كه وى ما را براى غير امارت و خلافت در شورا نهاد . پس عثمان حكومتى بر ما ندارد و بايد كه ما در امرى غير از خلافت شور كنيم زيرا عمر به ما گفته كه در غير از امر خلافت شور نماييم ! و اگر در امر خلافت شورا بنا نهاده پس چرا مرا در ميان شما گذاشته است ؟ ! زود باشيد و مرا از آن بيرون رانيد چرا كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم خاندانش را از خلافت بيرون كرده و خبر داده كه آنان را از خلافت و امارت بهره‌اى نيست ! پس از آن كه عمر ما را يكى يكى فراخواند ، به پسرش عبد اللَّه كه اينك در اين

--> ( 1 ) قرآن 10 / 35 . ( 2 ) قرآن 2 / 247 . ( 3 ) قرآن 46 / 4 .